close
تبلیغات در اینترنت
ديدار امام حسين در عالم خواب

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

شماره پیام کوتاه

    برای نظر دهی می تئوانید به شماره

    50002010090256

     پیام خود را ارسال نمایید

پاسخ به سوالات شرعی

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 117
  • کل نظرات : 35
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 2
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 49
  • بازديد ديروز : 7
  • بازديد کننده امروز : 1
  • بازديد کننده ديروز : 2
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 49
  • بازديد ماه : 203
  • بازديد سال : 203
  • بازديد کلي : 9,281
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.82.57.154
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

یا اباعبدالله الحسین

جناب آقاي محمد شريف رازي نقل مي‏کند: پس از گذشت دو سال از سفر به عراق که ناموفق بودم، يک سال بعد از حادثه‏ي شهريور 1920 بود که براي زيارت عتبات عاليات شوق عجيبي به من دست داد به طوري که نمي‏توانستم يک لحظه اين جريان را از خود دور کنم. به  همين دليل به فکر دومين سفر افتادم. براي رسيدن به اين امر بزرگ، دست توسل به سوي امام حسين عليه‏السلام دراز کردم و براي خواندن زيارت عاشورا آماده شدم و هر روز علاقه‏ي من نسبت به اين کار بيشتر مي‏شد. اين علاقه و شور موقعي بود که به دليل جنگ جهاني دوم و ورود نيروهاي متفقين به خاک ايران و عراق و رابطه ميان دو کشور همسايه، اجازه‏ي مسافرت به کسي داده نمي‏شد؛ اما من به مرحله‏اي از بي‏قراري رسيده بودم که راحتي و آسايش خاطر را از دست داده بودم و همواره در انديشه سفر به کربلا و نجف و کاظمين بودم. در همان دوران، شبي در عالم خواب ديدم که به کربلا مشرف شده‏ام و در اوج سرور و شادماني به حرم پيشواي آزادگان حضرت امام حسين عليه‏السلام شرفياب شدم در آستان مقدس آن حضرت، يکي از خدمتگزاران دستم را گرفت و گفت: دوست عزيز! مي‏خواهي امام حسين عليه‏السلام را زيارت کني يا قبر و ضريح منور ايشان را، او من را به سرداب مقدس که زير ساختمان حرم مطهر بود، برد و قبر شريف امام حسين عليه‏السلام را نشانم داد و گفت: مولايت را زيارت کن. هنگامي که نگاه کردم: گويي قبر گشوده شد و امام حسين عليه‏السلام را ديدم که فرزند بزرگوارش علي اکبر عليه‏السلام پايين پاي مبارکش بود و طفل شش ماهه‏اش علي اصغر عليه‏السلام روي سينه‏ي پاکش. ناگاه از خواب بيدار شدم؛ اما ديدگانم گريان بود و قلبم سوزان و در همان حال اين شعر را سرودم. 

 

59.jpg

 

به جز حسين مرا ملجأ و پناهي نيست  

در اين عقيده يقين دارم اشتباهي نيست 

 

ره نجات حسين است و دوستي حسين 

به سوي حق به جز از اين طريق راهي نيست 

 

اگر تو حکم غلامي من کني امضا

به هيچ محکمه خوفم زد او گاهي نيست ( کرامات الصالحين، ص 25 - 26 به نقل از کتاب کرامات امام حسين عليه‏السلام. )

 

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

نظرات ارسال شده

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

مراجع تقلید

آیت الله خامنه ای

 

آیت الله سیستانی

 

آیت الله وحید خراسانی

 

آیت الله مکارم شیرازی

 

آیت الله هاشمی شاهرودی

مقام معظم رهبری

افسران - امام خامنه ای

نظرسنجی

به نظر شما این سایت در چه حدی مورد رضایت شما قرار گرفته است؟