close
تبلیغات در اینترنت
زنا

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

شماره پیام کوتاه

    برای نظر دهی می تئوانید به شماره

    50002010090256

     پیام خود را ارسال نمایید

پاسخ به سوالات شرعی

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 117
  • کل نظرات : 35
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 2
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 40
  • بازديد ديروز : 17
  • بازديد کننده امروز : 4
  • بازديد کننده ديروز : 5
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 1
  • بازديد هفته : 40
  • بازديد ماه : 287
  • بازديد سال : 2,567
  • بازديد کلي : 10,923
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.163.42.154
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

یا اباعبدالله الحسین

 

ج) زنا

کشش و جاذبه اي که در سايه ي غريزه جنسي زن و مرد به سوي يکديگر وجود دارد، از حکمت هاي خداوند براي توليد و بقاي نسل مي باشد، اما نه به هر روش و قيمتي، بلکه از راه شرعي و قانوني؛ يعني ازدواج و تشکيل زندگي مشترک.
هر انساني تداوم شخص و شخصت خويش را در توليد نسل و تربيت فرزند صالح مي داند؛ از اين رو هر کس از عمق جان نيازمند فرزند سالم و شايسته است تا در پرتو وجود او، نياز دروني اش را تأمين نمايد و با مرگ، دفتر وجودش در دنيا پايان نيابد.
از اين رو براساس کلمات امامان پاک عليهم السلام پرونده اعمال انسان با مرگ بسته مي شود، مگر چند گروه که از جمله آنها پدر و مادري است که فرزند درست کرداري به يادگار گذاشته اند. بديهي است که تنها در پرتو نظام خانواده و ارتباط مشروع زن و مرد مي توان محيطي آکنده از محبت، گذشت، فداکاري و سرشار از انسانيت، معنويت و در نتيجه بستري مناسب براي توليد نسل و پرورش فرزند صالح و شايسته فراهم نمود و اصولاً در چنين فضايي شخصيت والدين در فرزندان تبلور مي يابد و فرزندان آئينه ي تمام نماي پدر و مادر خواهند بود.
با اين بيان، فلسفه ي حرمت عمل ننگين و ناپسند زنا و تعرض جنسي روشن مي شود، چرا که زناـ که عمل جنسي نامشروع مرد و زن بدون پيوند زناشويي است ـ گذشته از فساد اخلاقي فردي و اجتماعي، باعث نابودي و ريشه کني نسل، به ويژه نسل صالح مي شود، زيرا اولاً: اين عمل پست ضربه هاي جبران ناپذيري بر بنيان خانواده وارد مي سازد، چرا که با رواج اين عمل، از يک سو بسياري از جوانان ازدواج نمي کنند و يا ازدواج را به تأخير مي اندازند و براي ارضاي غريزه ي خود از اين راه استفاده مي کنند و پس از گذشت جواني و سن ازدواج، تشکيل خانواده مي دهند که در چنين موقعيتي آمادگي يا حوصله توليد و تربيت فرزند صالح از بين مي رود و يا به شدت کاهش مي يابد.
از سوي ديگر ازدواج هاي صورت گرفته در معرض طلاق و فروپاشي قرار مي گيرد؛ چنان که در رژيم طاغوت که اين عمل مغاير با فطرت و شريعت رواج داشت، بر اساس آماري که آن زمان اعلام شد، در برابر هر ازدواجي يک پيوند خانوادگي متلاشي و به طلاق و جدايي کشيده مي شد. چه اين که در نظام فعلي ـ جمهوري اسلامي ـ طبق آمار منتشر شده در سال 1381، از هر چهار ازدواج يکي از آنها به طلاق منجر مي شود.
ثانياً: از يک طرف باعث سقط جنين و انسان کشي هاي زيادي مي گردد که از گناهان بزرگ بوده و ديه دارد؛ که ديه ي آن از بيست مثقال شرعي طلاي سکه دار (مسکوک)ـ اگر آن چه سقط شده نطفه باشدـ آغاز مي شود تا برسد به ديه ي کامل ـ اگر روح در جنين دميده شده باشدـ ضمن اين که صورت اخير مشمول اين آيه نيز مي شود که:
«مَن قَتَل نفساً بِغَير نَفسٍ أو فسادٍ في الأرضِ فَکأنّما قَتَلَ النّاسَ جميعاً»؛ هر کس انساني را بدون ارتکاب قتل يا فسادي در زمين بکشد، گويا تمام انسان ها را کشته است. (21)
بشر متمدن نمايِ امروز و مادران بي عاطفه، با کمال قساوت دست خود را آغشته به خون بسياري از کودکان نموده و جگرگوشه هاي خود را در رحم قطعه قطعه نموده و از بين مي برند و براي اين عمل جنايت کارانه عذر و بهانه هاي واهي مي تراشند.
از طرف ديگر سبب به وجود آمدن فرزندان نامشروع و به هم خوردن نسب ها و قطع شدن روابط پدران و مادران بي عفت و خلاف کار با فرزندان خويش مي گردد، زيرا هيچ مادري حاضر به نگهداري و پرورش فرزند نامشروع خويش نيست. پدر نيز اطمينان ندارد کودک متعلق به او باشد و اگر فرزندش هم باشد براي حفظ آبرو، آن را از خود دور مي کند و به پرورشگاه مي سپارد و يا حداقل مورد بي مهري والدين قرار مي گيرد و از دامان تربيتي آنان محروم مي شود؛ در اين صورت هم فلسفه ي وجود غريزه ي جنسي عقيم مانده و زمين از نسل انسان هاي صالح کم خواهد شد.
به علاوه، کودکان به صورت فطري تمايل شديدي به شناخت پدر و مادر خود دارند، تا از حمايت هاي عاطفي، روحي و جسمي آنان بهره مند شوند، مخصوصاً عنصر عاطفه و مهر و محبت والدين در تکوين و شکل گيري شخصيت کودک و پرورش استعدادهاي او در بالاترين درجه اهميت است، اما کودکان و فرزندان نامشروع خياباني از چنين حمايت ها و محبت هايي محرومند که نتيجه اش ايجاد عقده حقارت و پي آمدهاي ناشي از آن شده و تربيت آنان را بسيار دشوار و پيچيده مي سازد.
گذشته از اينها، آنان پس از رسيدن به سن بلوغ و آگاهي از تولد نامشروع خود، ضربه هاي کوبنده اي بر روان، اعصاب و جسمشان وارد مي شود و احساس حقارتشان چند برابر مي گردد، به ويژه اگر افراد جامعه نيز به اين موضوع دامن بزنند. در چنين حالتي در برابر ناهنجاري ها و انحرافات اخلاقي و جنسي، آسيب پذير مي شوند و لذا تربيتشان بسيار طاقت فرسا بوده و انسان هاي صالحي نخواهند بود و حتي در جامعه دست به جنايت، خيانت، سرقت، تجاوز، اعتياد و امثال اينها مي زنند؛ چنان که قاتلان پيشوايان دين مقدس اسلام، افراد ولدالزنا و يا ولدالحيض بوده اند.
ثالثاً: از آن جا که جامعه از خانواده ها تشکيل مي شود، با تزلزل نظام خانوادگي و روابط صحيح خانواده ـ در اثر گرايش به شهوات نامشروع ـ اخلاق اجتماعي و روابط انساني ميان افراد جامعه متزلزل گشته و فساد، بي عفتي، ظلم، خودکشي و غيره در آنان افزايش مي يابد. در چنين جامعه اي بيشتر آسيب هاي اخلاقي و روحي بر نسل جوان و نوجوان وارد مي شود و نسل صالح و پاک جاي خود را به نسل گمراه و منحرف مي دهد. علاوه بر اين، انحراف جنسي موجب بروز بيماري هاي تناسلي و شيوع امراض جسمي و رواني مي شود که نمونه ي بارز آن بيماري ايدز است که براساس آمار منتشر شده اوايل سال 1380، سي و شش ميليون نفر در جهان در اثر ابتلا به آن جان باخته اند. البته انحرافات جنسي ـ همان گونه که عامل ايجاد بيماري ايدز است ـ يکي از راه هاي انتقال اين ويروس نيز محسوب مي شود. بر اين اساس، عصر ما که کوشش هاي فراواني براي رهايي از هر قانون و محدوديتي است، مصداق کامل اين فرمايش حضرت امام رضا (ع) است:
کُلّما اَحدثَ العِبادُ مِن الذّنوبِ ما لم يَکونوا يَعمَلون، اَحدثَ اللهُ لَهُم مِن البَلاءِ ما لم يَکونوا يَعرفون؛ هر گناه تازه اي که سابقه نداشته و مردم مرتکب آن شوند، خداوند بلا و بيماري جديدي براي آنها ايجاد مي کند که آن زمان پيشينه نداشت.(22)
گناه زياد، هم چنين باعث مرگ و ميرهاي زياد و نابهنگام مي شود؛ همان گونه که امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايد:
مَن يَموتُ بِالذّنوبِ اَکثرُ مِمّن يَموتُ بِالآجال؛ کساني که به خاطر گناهان مي ميرند بيشتر از افرادي هستند که با عمر طبيعي مي ميرند. (23)
مطالب گفته شده ـ گذشته از اين که عملي و عقلي است ـ در دنياي غرب که آزادي جنسي شيوع دارد، کاملاً مشهود و محسوس است و براي کساني که خواهان حقيقت اند، جاي هيچ گونه ترديد و انکار نمي گذارد، ضمن اين که بزرگان و پيشوايان دين به آنها تصريح و اشاره نموده اند.
دين مقدس اسلام با همسويي با خلقت وخرد انسان، از يک سو عفت و پاکدامني را از نشانه هاي افراد با ايمان دانسته (24)و حضرت يوسف عليه السلام و مريم عليها السلام را به عنوان اسوه هاي عفاف معرفي نموده است. (25) از سوي ديگر اين عمل شوم و زشت را نه تنها منع و حرام کرده، بلکه از نزديک شدن به آن، از راه انجام مقدمات نيز بازداشته است؛ چنان که قرآن کريم مي فرمايد:
«ولا تَقربوا الزّني إنّهُ کان فاحِشهً و ساءَ سَبيلاً»؛ به زنا نزديک نشويدـ و از مقدمات آن نيز اجتناب کنيدـ زيرا عمل بسيار زشت و راه و روش بدي است. (26)

قرآن کريم در خصوص اموري که جاذبه هاي شهواني دارند و نزديک شدن به آنها وسوسه انگيز است و بيم آن هست که انسان را از راه راست فطرت و شريعت منحرف سازند، تعبير لطيفي دارد: «نزديک نشدن به آنها»؛ اين تعبير علاوه بر اين که لزوم دوري از آنها را تأکيد مي کند، اشاره حساب شده اي به پرهيز از مقدمات آنها مي باشد که انسان را گام به گام به آن امور نزديک کرده و سپس به دام مي اندازند.
انحرافات جنسي از امور جاذبه داري است که مقدمات تحريک کننده و وسوسه انگيز دارند، که عمده ي آنها حرام و برخي مکروه مي باشند، و به تدريج آدمي را از ياد خدا، قيامت و پي آمدهاي شوم آن غافل کرده و به آن گرفتار مي سازند؛ از قبيل بدحجابي و خودنمايي زنان، چشم چراني، تخيلات شهواني، دوستي هاي غير مشروع، خلوت کردن با نامحرم، مکان هاي مختلط زن و مرد، موسيقي مهيج، فيلم هاي مبتذل، کتاب ها، نشريات، عکس هاي مستهجن و نظاير اينها که سرمنشأ دوري انسان از اخلاق انساني و اسلامي است.
پس معناي نزديک نشدن به زنا به معناي اجتناب از اين مقدمات و در نهايت خود عمل زشت و خبيث زنا مي باشد. کلماتي هم چون: إنّ، فعل ماضي، فاحشه و ساء سبيلاـ که در آيه آمده ـ شدت زشتي و بزرگي اين عمل را گوشزد مي نمايد، ضمن اينکه جمله «وساءَسبيلاً» بيانگر انحراف از راه راست و فروغلتيدن در مفاسدي است که فرد و نظام خانواده و اجتماع را به تباهي مي کشاند.
بنابراين از عوامل بسيار مؤثر در عمل پست زنا، حضور غيرعفيفانه زنان در جامعه است؛ به همين دليل قرآن کريم وقتي حکم حد زنا را بيان مي کند، نخست زن زانيه و بعد مرد زناکار را ذکر فرموده است:
اَلزّانِيهُ والزّاني فَجلِدوا کُلّ واحدٍ منهُما مأهَ جَلدهٍ»؛ زن و مرد زناکار را هر يک، صد تازيانه بزنيد. (27)
اما در مورد سرقت و دزدي؛ عکس آن است:
«السّارقُ والسّارقهُ فَاقطَعوا أيديَهُما»؛ دست مرد و زن دزد را قطع کنيد. (28)
نکته اش آن است که عامل اصلي در آلودگي به زنا، زنان بي بندوبار و خودنما و در سرقت، مردانند، چه اين که در اين عمل منافي عفت بيشترين آسيب را خود اين زنان مي خورند؛ هم از جهت رفتن آبروي آنان، مخصوصاً اگر باکره و دوشيزه باشند، زيرا سرمايه بکارت راـ که نشانه ي عفت و پاکدامني است ـ از دست مي دهند و هم از نظر سقوط از مقام معشوق بودن و محبوبيت آنان به ويژه در خانواده و بروز اختلاف هاي خانوادگي، طلاق و جدايي و هم به لحاظ خطر انحراف و گمراهي فرزندان آنان؛ بالاخص دختران.
حکم زدن شلاق و تازيانه به زناکار، حکايت از عملِ حيواني و غير انساني بودن زنا مي کند که آلوده شوندگان را در آن حالت از قلمرو انسانيت خارج کرده و در زمره ي حيوانيت داخل نموده است، زيرا تازيانه را به حيوان مي زنند، نه انسان، البته حکم شلاق زدن براي زناکار مخصوص کسي است که همسر ندارد و يا همسرش در دسترس او نيست و گرنه حکم زناکاري که همسر دارد و در اختيار و در نزد اوست، سنگ سار شدن و رجم است.

برچسب ها

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده


  1. بهمن : sghl
    سلام بسیار جالب و خواندنی بود.لطفا ما را لینک کن و آدرس سایت منو به دوستات هم بدهید ممنون میشمhttp://www.arzankala2.rozblog.com


مراجع تقلید

آیت الله خامنه ای

 

آیت الله سیستانی

 

آیت الله وحید خراسانی

 

آیت الله مکارم شیرازی

 

آیت الله هاشمی شاهرودی

مقام معظم رهبری

افسران - امام خامنه ای

نظرسنجی

به نظر شما این سایت در چه حدی مورد رضایت شما قرار گرفته است؟