close
تبلیغات در اینترنت
پایگاه خبری بین الحرمین - 2

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

شماره پیام کوتاه

    برای نظر دهی می تئوانید به شماره

    50002010090256

     پیام خود را ارسال نمایید

پاسخ به سوالات شرعی

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 117
  • کل نظرات : 35
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 2
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 32
  • بازديد ديروز : 0
  • بازديد کننده امروز : 1
  • بازديد کننده ديروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 32
  • بازديد ماه : 440
  • بازديد سال : 1,640
  • بازديد کلي : 9,996
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.162.118.107
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

یا اباعبدالله الحسین

عمه تو هم بیا و ببین ، افتاده عمو جون رو زمین

دیدی چه خاكی شده برسرم ، وقتشه كه به كمكش برم

عمه صدا می زنه سوی قتلگاه نرو تو رو خدا عبدالله

زیر بارش تیغ و نیزه ها حسین همش می گه نیا عبدالله

اما كنار بدن عمو خود باباش می گه بیا عبدالله

جامونده ای هستم از بنی هاشم

می خوام كه من هم برم پیش قاسم

خیلی خرابه حال من، عمه نیا به دنبال من

تو بده اجازه ی رفتن و، فاطمه صدا می زنه منو

ای خدا چرا بدون سوار مركب عموی من یازهرا

زنده بمونم  اگه بعد از این كه می ره آبروی من یازهرا

راه نفسم و گرفته درد بغض تو گلوی من یا زهرا

نفس نموده به سینه ی تنگم

مثل عمو من برا تو می جنگم

جامونده ای هستم از بنی هاشم

می خوام كه من هم برم پیش قاسم

مونده رو خاكا بدنی غریب

از همه جا می وزه بوی سیب

روی لب حسین زمزمه است

صحرا پر صدای فاطمه است

می سوزه سینه ی كبوتری كه هر پرش جدا شده واویلا

دست پسر یتیم حسن ز پیكرش جدا شده واویلا

مونده كنار تنی كه به دستشه سرش جدا شده واویلا

به قتلگه عمه را صدا می زد

به زیر شمشیر دست و پا می زد

جامونده ای هستم از بنی هاشم

شیر مادرت حلالت سینه زن

شدی نوکر برا شاه بی کفن

میخونم همراه بچه سیدا

به ابی انت و امی یا حسن

یا حسن یا حسن یا حسن

با تو غم های جهان شیرینه

زندگی با تو آقا تامینه

حالا که مادر تو مادرمه

کربلا رفتن من تضمینه

تضمینه به خدا تضمینه 

همه دنیای منی آقامی

خواب و رویای منی آقامی

به خدا به خدا آره آقای منی

آقامی

یا کریم یا امام حسن

 

میگیریم مدد ز عباس علی

میسازیم ارتشی بین المللی

همه از فداییان زینب

هرکدوم هزارتا پوریای ولی

حب فاطمه به دل ها داریم

تاابد ز دشمنش بیزاریم

میزنیم ریشه ی وهابیتو

نوچه های حیدر کراریم

کراریم مرید کراریم

میگیریم مدد ز رب یا زینب

کربلامون بطلب یا زینب

یا عقیله العرب یا زینب

سیدتی زینب مدد

 

 

 

کم نمیشه کرم امام رضا

شد جهانی علم امام رضا

میگیرم همیشه من حاجتمو

به خدا تو حرم امام رضا

بزم مستی تو حرم برپا شد

ضامن منه گدا آقا شد

سال پیش با دستای امام رضا

کربلای مادرم امضا شد

امضا شد به خدا امضا شد

تو همون شه که قداست داری

تاخدا خداس کرامت داری

بنازم چقد رعییت داری

السلطان یاامام رضا

 

 

کم نمیشه کرم امام رضا

شد جهانی علم امام رضا

میگیرم همیشه من حاجتمو

به خدا تو حرم امام رضا

بزم مستی تو حرم برپا شد

ضامن منه گدا آقا شد

سال پیش با دستای امام رضا

کربلای مادرم امضا شد

امضا شد به خدا امضا شد

 

لینک:شیر مادرت حلالت سینه زن

مراسم شب های عزا و ماتم - کربلایی حمید علیمی

مراسم شب چهارم محرم

بخش اول - روضه

بخش دوم - روضه

بخش سوم - گرچه غرق گناهم

بخش چهارم - دلمو ببین میون حرم نشسته

بخش پنجم - کربلا حرم دنیا

بخش ششم - تو پسر زهرایی و من آقا نوکرت

بخش هفتم - یوسف زهرا ز شما پر شدم

بخش هشتم - میدونم اینجا سرابه

بخش نهم - روضه آخر

 

مراسم شب پنجم محرم

بخش اول - روضه

بخش دوم - به گردن عشق خانم

بخش سوم - حسین جان این دل تنگم

بخش چهارم - مگه نگفتی دیشب میرم

بخش پنجم - زینب بیا حجله بشین

 

مراسم شب ششم محرم

بخش اول - روضه

بخش دوم - عالم حسین کرم حسین

بخش سوم - از غم تو خون شده جیگرم

بخش چهارم - به خدا آب روان

بخش پنجم - بسم الله و بالله

بخش ششم - چه گشت است در این دشت

بخش هفتم - لبای شیر خواره میلرزه

بخش هشتم - نگاه نکن کوچیکتره

بخش نهم - پادشاهو عشق و زیبایی

بخش دهم - توان گریه ندارد

بخش یازدهم - روضه آخر

 

مراسم شب هفتم محرم

بخش اول - روضه

بخش دوم - داری میری میدان دست علی به همرات

بخش سوم - برسون زود جوانان حرم را عباس

بخش چهارم - وقت رفتنت تا شد خیمه ها قیامت شد

بخش پنجم - یله فاطمی گل سرمدی محه هاشمی در احمدی

بخش ششم - عمرم بدون شاه سراسر زنندگیس

بخش هفتم - علم تو رو دوشمه ناله ی تو گوشمه

بخش هشتم - با یه دل زارم اومدم

بخش نهم - دق داری میدی باباتو تا میکوبی زمین پاتو

 

مراسم ظهر هشتم محرم

بخش اول - بسم الله و بالله

بخش دوم - جوان بنی هاشم

بخش سوم - جیگرم هی میسوزه چرا

بخش چهارم - ستاره سهرم

بخش پنجم - یل فاطمی گل سرمدی

 

مراسم شب هشتم محرم

بخش اول - روضه

بخش دوم - روضه

بخش سوم - روضه

بخش چهارم - زد به لشکر پسر حیدر

بخش پنجم - سر سلسله ی عشق حسین است

بخش ششم - داری می ری برگردی

بخش هفتم - این پهلوان با وفا

بخش هشتم - برادر ببین چشمای خواهرم

بخش نهم - علم تو روی دوشم

 

مراسم شب عاشورا حسینی

بخش اول - روضه

بخش دوم - بابا منو بغل کن

بخش سوم - به منه خسته غم زده

بخش چهارم - ببین دلم گرفته

بخش پنجم - بی کسم همه کسو کارم

بخش ششم - داداش خواهر تو پریشونه امشب

بخش هفتم - امشبی را شه دین

بخش هشتم - خرابه چراغونه امشب

بخش نهم - کجا می خوای بری

بخش دهم - منو کربلا ببر

بخش یازدهم - میمیرم برات

بخش دوازدهم - شب هستو خیمه ها

بخش سیزدهم - شب عاشورای حسین است

بخش چهاردهم - تو سینم التهابه

بخش پانزدهم - زده به سرم هوای حرم

بخش شانزدهم - روضه آخر جلسه

 

 

الهام چرخنده در یک برنامه تلویزیونی ( شبکه قم ) حضور پیدا کرد و علاوه بر به زبان آوردن شعارهای دینی، به همراه مجری برنامه انگشتر، ساعت و تسبیح خود را به حراج گذاشت تا درآمد حاصل از آن که بسیار هم چشمگیر بود ( ۱۵۰ میلیون تومان ) را صرف امور خیریه کند.فیلم ویدیویی این حرکت الهام چرخنده بازیگر زن را در سایت آریا پیکس ببینید

الهام چرخنده زیورآلات خود را حراج کرد

دانلود ویدیو

گروه   فرهنگی«تیتریک» ؛این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏کرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله کرد که همه حاضران به گریه افتادند.

هنگامی که جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام کنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند، ممکن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه ‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.

دختر در شب اول قبر، کنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.

پرسیدند چرا این طور شده‏ای؟

در پاسخ گفت: شب کنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می‏داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد که پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است.

تا این که پرسیدند: امام تو کیست؟

آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»

در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏کشید.

من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که می‏بینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.

مرحوم قاضی می ‏فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏کرد و آن شخصی که همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بوده‏ اند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا کرد.

مراجع تقلید

آیت الله خامنه ای

 

آیت الله سیستانی

 

آیت الله وحید خراسانی

 

آیت الله مکارم شیرازی

 

آیت الله هاشمی شاهرودی

مقام معظم رهبری

افسران - امام خامنه ای

نظرسنجی

به نظر شما این سایت در چه حدی مورد رضایت شما قرار گرفته است؟